شيخ حسين انصاريان
40
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
وسوسه مىكند * از جنّيان و آدميان . « اگر محيط درونى انسان با نور معرفت و ايمان روشن باشد ، و در پناه ربوبيت رب و تصرّف او و تقوا درآيد ، و قوا و فرشتگان الهام بخش به خير و صلاح راههاى نفوذ و وسوسههاى شرانگيز را ببندند ، آن وسوسهگر خنّاس به عقب برمىگردد و در كمين مىماند تا به چه صورتى و از چه مجرايى و با چگونه وسوسهاى پيش آيد ، و در انتظار آن است كه انگيزههاى هواها و شهوات و كبر و حسد و ديگر خوىهاى پست محيط درونى را ، تاريك و مشوّش گردانند ، تا سربرآرد و بر قوا و انگيزههاى خير بتازد و عقل را تيره سازد ، و فرمان اراده را به دست گيرد و براى پيشبرد شر و انجام هر گونه گناه ، جلوى بينش و عاقبت انديشى را مىبندد ، و شبهه و عذرها پيش مىآورد و شوقها و آرزوها و اميدهاى كاذب و پست برمى انگيزد . و اگر نور ايمان پرتو افكند و هوشيارى و پشيمانى از گناه پيش آمد ، باز خود را پنهان مىنمايد و براى يورش و وسوسه از طريق ديگر آماده مىشود ، مانند ميكربهايى كه در پيرامون و لابه لاى نسوج بدن كمين كرده يا در حال كمين هستند تا اگر جراحتى در بدن پديد آيد و يا دستگاههاى اصلى آن مختل گردد و قواى دفاعى خون ناتوان شود ، در آن رخنه نمايند و از ميان نسوج سربر آرند و پيش روند . فعل يوسوس ، وسوسه مستمر را مىرساند ، صدر جاى قلب و محل بروز عواطف و انگيزهها است . امواج وسوسهها و الهامات و انگيزههاى گوناگون و متضاد ، در اين محل تلاقى مىنمايند و هر يك از انديشه و خواستِ انسان را به سوى خود مىكشند . و چون انسان پيوسته اثرپذير و در معرض وسوسهها و الهامات مىباشد ، نبايد خود منشأ اصلى و انگيزندهء اين واردات و آثار باشد ، و چون اينها حادثند ، بايد علل و اسباب محدثهاى داشته باشند ، و چون متضادند بايد علل و اسباب آنها مبادى مختلفى باشند كه بعضى خود ذاتاً خير و منشأ خيرات و بعضى شر و منشأ شرور مىباشند ، آن كه مبدأ خير است « فرشته » ناميده شده ، و مبدأ شر « شيطان خناس »